در سالهای اخیر مبحث خشک شدن آبهای سطحی و زیرزمینی و وضعیت بحرانی تالابهای کشور بسیار زیاد و دغدغه آفرین شده است. آیا تابه حال برای شما پیش آمده که حین بحث در گروه دوستان یا گروههای زیست محیطی، کلمه باتلاق را به جای تالاب کار ببرید و همه اشتباهتان را به شما متذکر شوند و اشتباه شما را اصلاح کنند؟ آیا میدانستید که بین باتلاق و تالاب تفاوتهایی وجود دارد و این دو یکی نیستند؟!
اگرچه ممکن است تالاب، باتلاق و مرداب در کنار هم یکی تصور شوند، اما چنین نیست. این مناطق باوجود داشتن اکوسیستمهای مشترک، تفاوت زیادی باهم دارند و مستقل از هم هستند. در واقع تفاوت باتلاق و تالاب در ویژگیها و شرایط زیستی آنها مشخص میشود. در این مقاله ابتدا تعریفی جامع و کامل از تالاب و باتلاق و ویژگیهای هر کدام از آنها ارائه میدهیم سپس تفاوتهای هر یک از آنها را ذکر میکنیم.
تالاب چیست؟
تالاب که در انگلیسی به آن wetland گفته میشود، مناطقی هستند که مختصاتشان تقریبا چیزی میان آب و خشکی است. برخی از آنها که نزدیک دریا هستند، با جزر و مد تغییر وضعیت میدهند. زیستگاههای آب شیرین مثل تالابها، باتلاقها، رودخانهها و همچنین نهرها با وجود اینکه کمتر از یک درصد از سطح زمین را به خود اختصاص دادهاند، بیش از ده درصد از گونههای جانوری شناخته شده و همچنین حدود ۵۰ درصد از همه ماهیان شناخته شده در سطح جهان را به خود جای دادهاند. تالابها مکانی هستند که در آنها زمین به صورت فصلی و یا دائمی از آبهای شور یا شیرین پوشیده میشوند.
مشخصات کلی تالابها
مشخصات تالابها در طبیعت شکلی متفاوت دارد. از ویژگیهای اصلی آنها میتوان به وجود گیاهان مقاوم به خاک غرقابی و یا گیاهان تطابق یافته، آب ساکن و خاک هیدرومورف اشاره کرد. تالابهای سراسر جهان شرایط هیدرولوژیکی متفاوتی دارند. بنابراین آنها معمولا حد فاصل سراب هوضچهها و آبهای عمیق هستند. به عبارتی سادهتر عمق آب همه تالابها کم است و از خاکی تشکیل میشوند که از آب اشباع شده است. همه تالابها دارای مواد آلی گیاهی تجمع یافته هستند که با روندی آهسته تجزیه میشوند. در همه این مناطق گونههای مختلف گیاهی و جانوری زیست میکنند که همه این گونهها با شرایط غیرقابی سازگار هستند. از مهمترین دلایل اهمیت تالابها برای محیط زیست میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
- جلوگیری از تخریب محیط زیست توسط طوفان و سیل
- جلوگیری از وقوع ریزگرد و طوفان
- حفظ آبهای زیرزمینی
- پالایش و پاکسازی آب
- تزریق به آبهای زیرزمینی (جابهجایی و حرکت آب از تالاب به سمت سفرههای زیرزمینی)
- تحلیه آبهای زیرزمینی (جابهجایی آب به سمت بالا و تبدیل شدن به آبهای سطحی)
باتلاق چیست؟
باتلاق در واقع زیرمجموعهای از تالابها محسوب میشود که البته از نظر چگونگی شکلگیری، ویژگیها و ساختار با مردابها تفاوت دارند. باتلاقها معمولا زمینهایی پست هستند که خاک آنها از رطوبت اشباع شده است که گیاهانی نیز در سطح آن رشد کردهاند. سطح باتلاقها بیشتر اوقات نرم و شبیه اسفنج است. نکته مهم اینجاست که باتلاقها معمولا پوشیده از آب نیستند! اکثر باتلاقها در امتداد رودخانههای بزرگ ایجاد میشوند، به این دلیل که به شدت تحت تاثیر نوسانات سطحی آب هستند.

تفاوت تالاب و باتلاق
همانطور که ذکر کردیم تالابها مناطقی بین خشکی و آب هستند و وسعت آنها معمولا زیاد است به طوری که برخی از آنها همانند دریا، با جز و مد تغییر وضعیت میدهند. اصلیترین ویژگی و مشخصه تالابها، ماندگاری نسبی آب در آنهاست. در ضمن آب موجود در تالابها ممکن است شیرین باشد یا شور. این مناطق معمولاً دارای تنوع وسیعی از گونههای گیاهی و جانوری هستند. تالابها انواع مختلفی هستند و معمولا باتلاق و مرداب دو نوع اصلی از تالاب هستند. البته هر کدام از آنها ویژگیهای منحصربهفردی دارند. باتلاق معمولا پوشیده از آب نیست؛ بلکه معمولاً خاک آنها از آب اشباع شده است.
تالابها ابرقهرمانها هستند؛ کربن را ذخیره میکنند، سواحل را حفاظت میکنند، معاش را حمایت میکنند و خانه بزرگی از تنوع زیستی جهان را فراهم میکنند. با این حال، تالابها به طور مکرر در سیاستهای جهانی محیطزیستی نادیده گرفته میشوند و در نهایت خشک میشوند. تقریباً دو سوم تالابهای جهان در قرن بیستم از دست رفتهاند.
پس بیایید درباره اینکه چرا حفظ و بازسازی این محیطها اهمیت زیادی دارد؛ صحبت کنیم.
۱) تالابها میتوانند نوسانات و تغییرات آب و هوا را کاهش دهند و به ما در سازگاری با بدترین اثرات آن کمک کنند.
تالابها مقادیر شگفتانگیزی از کربن را در خود ذخیره میکنند و آن را از جو از میان میبرند. در واقع، مانگروها میتوانند تا چهار برابر بیشتر از جنگلهای بارانی و پیتلندها دو برابر بیشتر از تمام جنگلهای جهان، کربن را ذخیره کنند!
علاوه بر جذب کربن، تالابها ما را از برخی از بدترین اثرات تغییرات آب و هوایی مانند خشکسالیها، سیلابها و افزایش سطح آب دریا محافظت میکنند. به عنوان مثال، پیتلندها، مانند اسفنج عمل میکنند. شیوه نگهداری و تخلیه آب پیتلندها است که شدت سیلاب و خشکسالی را کاهش میدهد. تالابهای ساحلی، مانند مانگروها، با کاهش دامنه امواج و تثبیت خطوط ساحلی، امکان حفاظت حیاتی در برابر طوفانها و افزایش سطح دریا را فراهم میکنند.
در نتیجه بازسازی و حفاظت از تالابها باید به سیاستهای ملی به همراه اهداف عملی وارد شود، نه فقط برای محدود کردن افزایش دما به ۱.۵ درجه سانتیگراد، بلکه برای کمک به مردم برای سازگاری با آب و هوای متغیر باید به حفاظت از تالابها توجه کرد.
۲) تالابها کانونهای منحصر به فرد تنوع زیستی هستند
۴۰ درصد گیاهان و حیوانات جهان در تالابها زندگی میکنند. آنها محل پرورش ماهی هستند، محل توقف و استراحت برای میلیونها پرنده مهاجر هستند. متاسفانه یک چهارم از گونههای گیاهی و جانوری در سراسر جهان در معرض انقراض هستند. اگر از تالابها محافظت نکنیم، میلیونها زندگی که به این محیطها وابستهاند را تهدید میکنیم. در واقع، تالابهای سالم برای حل بحران طبیعت و احیای گونههای در حال انقراض بسیار مهم هستند.

۳) جهان بدون تالاب، جهانی بدون آب شیرین است
تالابهای سالم میتوانند تا حد زیادی کیفیت آب را بهبود ببخشند. تالابها علاوه بر محافظت در برابر سیل و خشکسالی، منابع آب زیرزمینی را نیز تغذیه میکنند و محصولات طبیعی غنی از ماهی و مراتع و … را برای بیش از یک میلیارد نفر حفظ میکنند. انسانها برای آب شیرینی که این تالابها ذخیره، نگهداری، تصفیه و فراهم میکنند، به تالابها وابسته هستند.

با توجه به اهمیت تالابها و مواردی که ذکر شد؛ باید اقدامات حفاظتی را برای تالابها افزایش دهیم و به تسریع تلاشها برای مدیریت و احیای آنها کمک کنیم. در حال حاضر در دهه حساسی برای اقدام هستیم و دولتها باید اهداف بلند پروازانه و قابل اجرا برای حفاظت از تالابها داشته باشند. ما به سادگی نمیتوانیم بدون تالابها زنده بمانیم.
کنوانسیون تالابها یا کنوانسیون رامسر یک پیمان بین دولتها است که چارچوبی را برای حفاظت و استفاده هوشمند از تالابها و منابع آنها فراهم میکند. این کنوانسیون در شهر رامسر ایران در سال ۱۹۷۱ تصویب شد. پیمان یا معاهده رامسر با تلاش اسکندر فیروز رییس وقت سازمان محیط زیست ایران به سرانجام رسید.
کنوانسیون رامسر در سال ۱۹۷۵ جنبه قانونی یافت و به اجرا درآمد. از آن زمان تقریباً ۹۰٪ از کشورهای عضو سازمان ملل متحد، از تمام مناطق جغرافیایی جهان، به عنوان “طرفهای قرارداد” به آن پیوستهاند. این معاهده کشورهای عضو را ملزم به تعیین و حفظ تالابهای با اهمیت بینالمللی و تشویق به استفاده خردمندانه از آنها میکند. بیش از ۱۷۰۰ سایت با مساحت کل حدود ۱۵۰ میلیون هکتار در حال حاضر در این کنوانسیون به ثبت رسیدهاند (آمار سال ۲۰۰۸). این کنوانسیون بر حفاظت و بهرهبرداری معقول از تالابها به ویژه در جهت فراهم ساختن زیستگاهی برای پرندگان آبزی تأکید میکند. طی گذشت سالها، کنوانسیون گستره نگرش خود را چنان افزایش داده که تمام ابعاد حفاظت و بهرهبرداری معقول و پایدار از تالابها را در بر میگیرد و تالابها را در زمره اکوسیستم هایی میداند که در حفاظت از تنوع زیستی و رفاه جامعه بشری اهمیت فوقالعادهای دارند.

۲ فوریه ۱۹۷۱–۱۳ بهمن ۱۳۴۹ روز تصویب این کنوانسیون، به نام روز جهانی تالابها (World Wetlands Day) نامگذاری شدهاست. روز جهانی تالابها برای اولین بار در سال ۱۹۹۷ برگزار شد. هدف از برگزاری روز جهانی تالابها، افزایش آگاهی جهانی در مورد نقش حیاتی تالابها برای مردم و سیاره است. کنوانسیون رامسر هر سال شعارهایی متناسب با شرایط زیستی و جهان به منظور گرامیداشت روز جهانی تالابها اعلام میکند. در این روز با توجه به شعار اعلام شده جوامع محلی تالابها، فعالان محیطزیست و دولتها رویدادهایی برگزار میکنند و ضمن تلاش برای آگاهی بخشی در خصوص اهمیت اکوسیستم تالابی، اقدامات و برنامههای خود را اعلام میکنند. اکثر گروهها و افراد فعالیتهای خود به مناسبت این روز را در سایت روز جهانی تالابها ( https://www.worldwetlandsday.org/ ) به اشتراک میگذارند.
۲ فوریه ۲۰۲۲ اولین سالی است که روز جهانی تالابها پس از تصویب آن توسط مجمع عمومی در ۳۰ اوت ۲۰۲۱ و در قطعنامهای با حمایت ۷۵ کشور عضو به عنوان یکی از روزهای بینالمللی سازمان ملل متحد شناخته شده و برگزار میشود.
تالابها برای بقای انسان بسیار حیاتی هستند. آنها از محیطهای مؤثرترین دنیا هستند؛ مهد تنوع زیستی که آب و بهرهوری را فراهم میکنند که بر زندگی بسیاری از گونههای گیاهی و جانوری برای بقا وابستهاند. تالابها برای بسیاری از فواید یا “خدمات اکوسیستم” ضروری هستند؛ از تأمین آب تا تأمین غذا و مواد ساختمانی، تنوع زیستی، کنترل سیل، شارژ آب زیرزمینی و مهار تغییرات آب و هوا. تحقیقات نشان میدهد که مساحت و کیفیت تالابها در بیشتر نقاط جهان به تدریج کاهش مییابد. به همین دلیل، خدمات اکوسیستمی که تالابها به انسانها ارائه میدهند، دچار مخاطره میشوند.
مدیریت تالابها یک چالش جهانی است و در حال حاضر کنوانسیون ۱۷۲ کشور را به عنوان “طرفهای قرارداد” شمرده است، که ارزش یک تعهد بینالمللی به یک اکوسیستم منحصر به فرد را تأیید میکنند. روز جهانی تالابها بخشی از برنامههای اصلی این تعهد بینالمللی برای کمک به حفظ ارزشها و کارکردهای تالابها است.
امروزه با توجه به افزایش فعالیتهای بشر، تاثیرات مخرب آن بر محیط زیست به منطقه خاصی از جهان محدود نمیشود. از جمله این تاثیرگذاریهای ویرانگر ورود گونههای غیر بومی به نقاط مختلف جهان بوده است که در طول سالها با گسترش کشاورزی، افزایش مبادلههای کالا، افزایش فعالیتهای بشر و همچنین ویرانگری روزافزون محیط زیست، روند افزایشی داشته است. گرچه تنها شمار محدودی از گونههای غیربومی میتوانند به گونه مهاجم تبدیل شوند ولی تاثیرات منفی این گونهها بر جامعههای طبیعی و زراعی، سلامت انسان و دام و تغییر ویژگیهای اکوسیستم چنان زیاد است که روند تحقیقات در این رابطه پیوسته در حال گسترش است.
از جمله یکی از این آسیبها که به ویژه در سالهای اخیر مورد توجه بسیاری قرار گرفته است، مسئله ورود گونههای گیاهی غیر بومی (مهاجم) به اکوسیستمهای طبیعی میباشد، البته تمام گونههای غیر بومی زیان بار نیستند. گاهی گونههای غیر بومی به خوبی جذب اکوسیستم شده و موقعیتی مثل گونههای بومی پیدا میکنند. گونههای مهاجم گونههایی هستند که بومی اکوسیستم نیستند و ورود آنها باعث وارد آمدن ضررهای اقتصادی، محیط زیستی و یا ضررهای مربوط به سلامت انسان میشود. به طور کلی تهاجمها تاثیرات عمدهای بر اکوسیستم دارند.
توسعه گونههای مهاجم به یک منطقه شامل سه مرحله است: -۱ ورود، -۲ توسعه سریع و -۳ تثبیت .
ورود گونههای مهاجم به یک اکوسیستم از جمله تنشهای بیولوژیکی است. این تنش در رابطه با اثرات متقابل بین موجودات است که از طریق رقابت، گیاهخواری، شکارگری، انگلی و بیماری اعمال میشود. وجود عوامل دیگر تنش زا میتواند بر شدت اثرات وارده از این گونهها در اکوسیستمهای مورد نظر بیافزاید. تهاجمهای زیستی باعث عواقب زیست محیطی جدی و زیانهای اقتصادی در مقیاس محلی و جهانی شده است.

در فهرست گونههای گیاهی و جانوری غیربومی مهاجم در تالابها، گونههای مهاجم دومین عامل تهدیدکننده تنوع زیستی بعد از تخریب زیستگاه محسوب میشوند. در دنیا معرفی گونههای مهاجم، حدود ۴۰ درصد از گونههای در معرض تهدید را با خطر انقراض مواجه کرده است. به دلیل کمبود توافقهای بینالمللی در این زمینه، معمولاً دستورالعمل و راهنمای کارآمدی برای مواجهه با گونههای غیربومی وجود ندارد. هر کشور با توجه به سیاستهای خود، مجموعه قوانینی را برای مقابله و مبارزه با گونههای غیر بومی و مهاجم تدوین کرده است. با این حال قوانین موجود خلاء های بسیاری برای مبارزه با گونههای غیربومی دارند.
برای مثال گیاه سنبل آبی که یکی از ۱۰ علف هرز مهاجم دنیا و مهمترین گیاه مهاجم آبزی دنیاست در تالابهای شمال ایران از جمله تالاب عینک به وفور دیده میشود. این گونه به واسطه سرعت بالا در تکثیر و گسترش آلودگی نقاط مختلف، تهدیدی برای تنوع زیستی، توسعه اقتصادی و رفاه بشر به شمار میآید.
مثال دیگر ماهی تیلاپیا است؛ ماهی تیلاپیا به دلیل سازگاری بالا با شرایط مختلف محیطی، نیاز اکسیژنی پایین، قابلیت رشد و تکثیر سریع، قابلیت تطبیق با انواع شوری آب، مقاومت نسبی در برابر بیماریها و قابلیت تطبیق در انواع شرایط آب و هوایی در محیطهای آبی مختلف به سرعت تکثیر یافته و به رقابت با گونههای بومی میپردازد که به همین دلیل به آن مرغ آبزی هم میگویند. این ماهی در سالهای اخیر در آبهای داخلی خوزستان به ویژه تالاب شادگان بسیار فراوان شده و باعث کاهش قابل ملاحظه گونههای بومی شده است.
بر اساس ماده ۳ قانون حفاظت، احیا و مدیریت تالابهای کشور مصوب اردیبهشتماه سال ۹۶ وارد کردن گونههای گیاهی و جانوری غیربومی مضر به تالابها ممنوع است و فهرست این گونهها باید توسط سازمان تعیین و بهطور رسمی منتشر شود. در اجرای این ماده؛ فهرست گونههای گیاهی و جانوری غیر بومی و مضر به تالابها منتشر شده است که در لینک زیر قابل مشاهده است:
زنان در پایداری محیط زیست نقش عمدهای دارند. زنان بـا توجـه به نقشی که در عرصههای گوناگون دارند، قادر به تاثیر گذاری بسیار بـر محیط زیست هستند. در بسیاری از نقاط دنیا به ویژه نقاط روستایی، زنان از مهمترین نیروهای درگیر در امر کشاورزی و در نتیجه ارتباط مستقیم با محیط زیست هستند. در این زمینه زنان دارای دانش و تخصص بسیار در مورد مسائل مرتبط با محیط اطراف خود هستند. نقش آنان در کشاورزی، تربیت حیوانات، تهیه آب به ویژه در مناطق کویری، کـت و مراقبت از باغچههای خانگی، مصرف خانوار و… بسیار پر رنگ بوده و میتوانند تاثیر بسیاری بر محیط زیست اطراف خود داشته باشند.
زنان در حفاظت تالابها نقش مهم و برجستهای دارند و مشارکت آنها میتواند به حفاظت از این اکوسیستمهای حیاتی کمک کند. در این زمینه، نقش زنان به انواع مختلف تسهیل و توسعه پروژهها، ارتقای آگاهی جامعه و حمایت از تدابیر حفاظتی مرتبط با تالابها میپردازد. برخی از این نقشها عبارتند از:
حفظ و مدیریت محلی
زنان اغلب نقش مهمی در اجتماعات محلی دارند. شرکت زنان در فرآیندهای تصمیمگیری محلی و مدیریت منابع طبیعی میتواند به بهبود مستقیم مدیریت تالابها و حفاظت از آنها کمک کند.
زیرساختهای اجتماعی
زنان در ایجاد و تقویت زیرساختهای اجتماعی در جوامع محلی نقش دارند. ایجاد شبکههای اجتماعی و تقویت ارتباطات محلی میتواند به اطلاعرسانی و همکاری برای حفاظت از تالابها کمک کند.
آگاهی بخشی و آموزش
زنان به عنوان مربیان و معلمان در جامعه نقش دارند. آنها میتوانند آگاهی مردم را درباره اهمیت حفاظت از تالابها و تأثیرات مثبت آنها بر زندگی مشترک افزایش دهند.

کشاورزی پایدار
زنان در حوزه کشاورزی پایدار نیز میتوانند نقش مهمی داشته باشند. این موضوع شامل استفاده بهینه از آب، کاهش آلودگی زیستمحیطی و حفظ تنوع زیستی در محیطهای کشاورزی است.
شغلهای مرتبط با تالاب
زنان میتوانند در زمینههای شغلی مستقیماً مرتبط با تالابها فعالیت کنند، از جمله مدیریت توریسم پایدار و مدیریت تالابها به عنوان محیطهای پایدار.
به طور کلی و بر اساس مطالعات انجام شده؛ زنان عملاً اقدامات عملی بیشتری در جهت حفاظت از محیط زیست و استفاده بهینه از منابع انجام میدهند و در زندگی روزانه خود بیشتر از مردان در جهت حفظ محیط زیست اقدام میکنند. بنابراین افـزایش حضـور زنان در روندهای تصمیم سازی زیست محیطی نه تنها آگاهی آنان را نسبت به مسائل زیست محیطی افـزایش خواهد داد بلکه میتواند با انتقال دانش و تجارب روزانه، آنها را به مشارکت فعالانهتـر در برنامههای مختلف ترغیب کند و در کل موفقیت طرحهای حفاظت از محیط زیست را افزایش دهد.
با توجه به تعداد و انواع نقشهای مختلفی که زنان در حفاظت تالابها میتوانند ایفا کنند، مشارکت فعال آنها از اهمیت بهسزایی برخوردار است و به حفظ این اکوسیستمهای مهم و حیاتی کمک میکند.
چهاردهم اکتبر مصادف با ۲۲ مهر روز جهانی پرندگان مهاجر مهمترین و بزرگترین روزی است که در دنیا برای اطلاع رسانی در ارتباط با اهمیت پرندگان در طبیعت گرامی داشته میشود. شعار امسال روز جهانی پرندگان مهاجر در سلا ۲۰۲۳ بسیار کوتاه و تنها یک کلمه است; “آب!”. پرندگان مهاجر وابسته به آب هستند و از بین رفتن اکوسیستمهای تالابی و منابع آب به معنای از بین رفتن پدیدهی شگفتانگیز مهاجرت پرندگان خواهد بود که ضامن و نشانگر سلامت زیستگاههای خود هستند.
آب برای حیات در سیاره ما ضروری است. اکثریت قریب به اتفاق پرندگان مهاجر در طول چرخه زندگی خود به اکوسیستم های آبی متکی هستند. تالابهای داخلی و ساحلی، رودخانهها، دریاچهها، نهرها، مردابها و برکهها همگی برای تغذیه، آشامیدن یا لانهسازی و همچنین مکانهایی برای استراحت و سوختگیری در طول سفرهای طولانیشان حیاتی هستند. متأسفانه، اکوسیستم های آبی در سراسر جهان به طور فزاینده ای در معرض تهدید قرار گرفتهاند و این منجر به کاهش جمعیت پرندگان مهاجر در دنیا شده است. افزایش تقاضای انسان برای آب، همچنین آلودگی و تغییرات آب و هوایی، تأثیر مستقیمی بر دسترسی به آب سالم و وضعیت حفاظتی بسیاری از پرندگان مهاجر دارد.کمپین روز جهانی پرندگان مهاجر در سال جاری اهمیت آب را برای پرندگان مهاجر برجسته کرده و اقدامات کلیدی برای حفاظت از منابع آبی و اکوسیستمهای آبی را شناسایی میکند.
آب برای بقای پرندگان مهاجر ضروری است. پرندگان مهاجر از تولید مثل تا استراحت و سوختگیری در طول مهاجرت و زمستانگذرانی به دریاچهها، رودخانهها، برکهها، تالابهای ساحلی و حتی رطوبت موجود در دانهها، گلها و مه متکی هستند. اما آب در خطر است. تغییرات آب و هوایی، آلودگی، و افزایش تقاضای انسان برای آب، اکوسیستم های حیاتی و در دسترس بودن آب پاک – برای پرندگان و مردم را به خطر می اندازد. مناسفانه، ۳۵ درصد از تالاب های جهان در ۵۰ سال گذشته از بین رفته اند، و گزارش اخیر بخش آب سازمان ملل متحد تخمین می زند که بیش از ۲ میلیارد نفر در حال حاضر به آب آشامیدنی سالم دسترسی ندارند.

نه تنها کیفیت آب بلکه کمیت آن نیز در خطر است. دریاچه چاد، یک رامسر سایت و یکی از بزرگترین تالابهای آفریقا در سال ۱۹۶۰، ۹۰ درصد از مساحت خود را از دست داد و منابع آبی را برای جوامع محلی و همچنین برای بسیاری از پرندگان مهاجر کاهش داد. در حوضه آمور-هیلونگ در آسیا، تغییرات آب و هوایی تخریب زیستگاه را تشدید کرده و پرندگان مهاجر را بدون مکانهای حیاتی تولید مثل و توقف رها کرده است. در ایالات متحده، خشکسالی طولانی باعث شده است که برخی از تالاب ها، مانند Cheyenne Botoms در کانزاس، در طول مهاجرت پرندگان خشک شده و بر پرندگان ساحلی و سایر گونه ها تأثیر بگذارند. واقعیت ها نگران کننده هستند: ۴۸ درصد از گونه های پرندگان موجود در سراسر جهان کاهش جمعیت را تجربه می کنند. تالاب گاوخونی نیز یکی از تالاب های مهم خشک شده در مسیر مهاجرتی پرندگان است که منجر شده پرندگان گاوخونی کاهش جمعیت جدی را تجربه کرده و بسیاری از گونههای آن دیگر دیده نشوند.
این کمپین توسط کنوانسیون حفاظت از گونههای مهاجر حیوانات وحشی (CMS)، موافقتنامه پرندگان آبی مهاجر آفریقا-اوراسیا (AEWA)، محیطزیست برای قاره آمریکا (EFTA) و مشارکت پروازی آسیای شرقی-استرالیا (EAAFP) سازماندهی شده است.
با مراجعه به www.worldmigratorybirdday.org بیشتر میتوانید در جریان رویداد های مرتبط با این روز در سراسر دنیا قرار گرفته و اگر شما هم برنامهای را برای گرامیداشت این روز در دست اقدام دارید آن را ثبت کنید!

تالاب گاوخونی با مساحت ۴۸ هزار هکتار در مرکز ایران قرار گرفته است. وجود چنین تالابی در مرکز ایران به گونهای که در فواصل نزدک آن هیچ تالاب دیگری با چنین وسعتی وجود ندارد، باعث شده است که اهمیت این تالاب برای زندگی پرندگان مهاجر بسیار ویژه قلمداد شود. از ۵۶۶ گونه پرندهای که تا کنون در ایران ثبت شده است، بیش از ۷۰ درصد مهاجر فصلی هستند که نیمهی اول یا دوم سال در ایران حضور دارند. ایران در میانهی مسیر مهاجرت پرندگان از اوراسیا به آفریقا قرار دارد. پرندگانی که قصد مهاجرت از شمال خزر به سمت آفریقا یا بالعکس را دارند، در مسیر مهاجرت خود از ایران عبور کرده و یا حتی نیمی از سال را در ایران سپری میکنند.

بخش عظیمی از این پرندگان مهاجر برای عبور خود وابسته به پرواز از مرکز ایران هستند و بسیاری از آنان برای مدت زمان کوتاه یا بلند نیاز به استراحت در میانه ی راه مهاجرت خود دارند. موقعیت جغرافیایی تالاب گاوخونی به گونهای است که استراحتگاهی بسیار مهم و عظیم برای این پرندگان به شمار میرود. به همین دلیل است که در تالاب گاوخونی امکان مشاهدهی بیش از ۱۸۶ گونه پرنده وجود دارد و در زمان پرآبی جمعیت پرندگان در آن به خصوص در نیمهی سرد سال که ایران میزبان پرندگان مهاجر آبزی و کنار آبزی از عرض های جغرافیایی شمالی است خیره کننده است.
پرندگان مهاجر تالاب گاوخونی عمدتا پرندگانی هستند که از این تالاب به عنوان محلی برای توقف چند روز تا چند هفتهای استفاده میکنند. برخی از این پرندگان پس از گاوخونی راهی تالابهای جنوب ایران در استان های همجوار با خلیج فارس میشوند و برخی از آنها مسیر خود را به سمت آفریقا ادامه میدهند. بسیاری از آنها از جمله گروههای بزرگی از اردکهای سرسبز، خوتکاها، اردکهای سرحنایی و آنقوتها ممکن است تا پایان فصل زمستان نیز در تالاب بمانند. برخی از این پرندگان که البته جمعیت کمتری را دارا هستند ممکن است از مهاجرت منصرف شده و باقی سال را نیز در تالاب سپری کنند.
تالاب گاوخونی البته تنها محل گذر یا توقف پرندگان در فصول سرد سال نیست. برخی از پرندگان که البته تنوع و جمعیت آنها کمتر است، از این تالاب به عنوان محل تابستان گذرانی استفاده میکنند و در آن زادآوری نیز میکنند. از جملهی آن ها میتوان به چنگر ها، چارخو ها و چوب پا ها اشاره کرد.
خشک شدن تالاب گاوخونی به معنای نابودی یکی از مهمترین توقفگاهها و استراحتگاههای پرندگان مهاجری است که از آسیا به سمت آفریقا و بالعکس مهاجرت میکنند. طبیعتا نابودی جمعیتهای این پرندگان منجر به آسیب به جمعیت و تنوع پرندگان در مبدا و مقصد مهاجر نیز خواهد شد. بنابراین ضروری است که اهمیت این تالاب برای عبور پرندگان مهاجر جدی گرفته شده و اقدامات عملی برای حفظ جمعیت و تنوع پرندگان مهاجر تالاب گاوخونی انجام شود.










